|
+ نوشته شده در 15 Mar 2009 3:46 PM توسط ایمان |
از نوجوانی پرسیدند عشق یعنی چی گفت: رفا قت بازی از جوانی پرسیدند عشق یعنی چی گفت :پول از پیری پرسیدند عشق یعنی چی گفت: عمر از عاشقی پرسیدند عشق یعنی چی آهـــــی کشید و هیچ جواب نداد میدونی چرا راه رفتن تو بارون قشنگه چون اگه گریه کنی کسی اشکاتو نمیبینه وقتی چشمهايم درسکوت مطلق شب آرميده اند خود را در شبنم بيدار و به نظاره می نشينم تا ياد تو را در افق نگاهم در تجلی آيينه احساسم پيدا کنم وعطروجودت را آذين بخش واژه های ساده شعر هايم سازم در تمام اين دنيا رعنا تر از يارم ندارم در تمام اين دنيا عاشق تراز يارم ندارم در تمام اين دنيا دل ربا تر از يارم ندارم افسوس که در تمام اين دنيا بي وفا تر از يارم ندارم خدايا دردودلها دراين دنيا نهان دارم***ازاين زخمهاي روزگارچه درد هاي که ندارم + نوشته شده در 15 Mar 2009 11:51 AM توسط ایمان |
|